يه پاسخ ديگه
خوب شايد يكي از دلايل دير آپ كردم سوال دوست عزيزي بود كه خودش رو((ناشناس)) معرفي كرده.
از من پرسيده نظرت در مورد دين چيه؟
خوب نميدونم چي بگم هر كسي از دين يه تعريفي داره .
به قول آقاي آفتاب بريم مطالعه كنيم بهتره .
يه نگاهي به متن زير بندازيد
آنگاه روحاني پيري به ما گفت با ما از ديانت سخن بگو و
و او گفت :
آيا امروز من از چيز ديگري سخن گفته ام؟
مگر ديانت هر كاري و هر انديشه اي را در بر نميگيرد؟
و نيز آن چيزي را كه نه كار است و نه انديشه ، بل شگفتي و شگفت آوري ست كه مدام از روح مي جوشد، حتي هنگامي كه دست ها سنگ را مي تراشتد يا چرخ بافندگي را به كار مي اندازند كيست كه بتواند ايمانش را از اعمالش جدا كند ، يا اعتقادش را از اشتغالش؟
كيست كه بتواند ساعت ها را پيش خود بگستراند و بگويد : اين از براي خدا، اين از براي خودم، اين از براي روحم و اين از براي تنم؟
همه ي ساعت هاي شما بالهايي هستند كه كه در آسمان پرواز مي كنند، از خويشتن به خويشتن .
آن كس كه اخلاقش را همچون جامه ای می پوشد، بهتر است برهنه باشد.
باد و خورشيد پوستش را سوراخ نخواهد كرد .
و آن كس كه رفتارش رابا قواعد و كردار راه مي برد پرنده ترانه خوان خود را در قفس محبوس مي كند .
آزاد ترين ترانه از پشت ميله هاو سيم ها بيرون نمي آيد .
آن كس كه پرستش از برايش پنجره اي است كه او باز مي كند ، ونيز ميبندد ، هنوز به خانه ي روح خود در نيامده است، كه پهناي پنجره هايش از سپيده دمان است تا سپيده دمان .
زنگي روزانه ي شما معبد شما و ديانت شماست .
هرگاه كه داخل مي شويد همه چيز را با خود برداريد .
خيش ، پتك و عودتان را با خود برداريد،چيزهايي كه از روي ضرورت يا خوش دلي ساخته ايد.
زيرا در عالم رويا نمي توانيد از دستاورد هاي خود بالا تر برويد يا از شكست هاي خود فروتر بيفتيد .و همه ي مردمان را با خود ببريد : زيرا كه در كار پرستش نمي توانيد از اميد هاي ايشان بالا تر پرواز كنيد يا ازنوميدي هاشان پايين تر برويد .
و اگر ميخواهيد خدا را بشناسيد در حل معما ها مكوشيد .
به گرداگرد خود بنگريد تا او را ببينيد كه با كودكان شما بازي مي كند .
به آسمان بنگريد ، او را خواهيد ديد كه در ميان ابرها گام بر مي دارد، دست هايش را در آذرخش دراز مي كند و با باران فرود مي آيد .
او را خواهيد ديد كه در گلها مي خندد ، سپس برمي خيزد و دستهايش را در درخت ها تكان مي دهد .
