تبليغاتX
شب تنهایی من - تشكر از آفتاب

شب تنهایی من

گر چه شب تاريك است دل قوي دار ، سحر نزديك است

تشكر از آفتاب

 

دوستان عزيز سلام

طبق معمول دير كردم اميدوارم ببخشيد

در عوض اين ماه دو بار آپ مي كنم

تشكر ميكنم از همه ي كساني كه در بحثي كه گذاشتيم شركت كردن

مخصوصا از آقاي آفتاب كه خيلي زحمت كشيدن و ممنونشون هستم

صحبت هاشون جالب بود براتون ميذارم بخونين

به عتوان تشكر اين چند تا عكس گل هم تقديمشون .

 

اینم صحبتهای آقای آفتاب

شاید بشه به دوستمون حق بدیم البته با یکسری اضافات
اولا برای بحث باید تعصب رو کنار بزاریم تا به یک نتیجه منصفانه برسیم
بزارین چند تا فرض اولیه رو بچینیم
1- ما ایرونی هستیم و از همون ابتدای تاریخ یکتا پرست بودیم که این همون اصل دینه.
2- دین که بر مبنای فطرت و اخلاق هست راهنمای زندگیه حالا اگه من و شما اونو بخاطر تعصب و کج فهمی قومی و قبیله ای خودمون اونا رو به لجن میکشیم یه بحث دیگه میشه. التماس میکنم بریم مطالعه کنیم
3- فرهنگ ایرونی به واسطه روانی پویایی و حرکتی که داشته با هر پدیده ای که به نوعی با فطرت فرهنگ و اخلاق انسانی و الهی انطباق داشته ترکیب شده و به یک وحدت رسیده حتی این رفتار رو در برابر فرهنگ های مهاجم ( مغل ها عرب ها تیموریان ترکان سلاجقه و در این اواخر فرهنگ غربی )
4- فرهنگ عربی که با نام اسلام در تبلیغات عوام معرفی می شود به هنگام حمله اعراب به ایرانیان تحمیل شد
5- از آنجایی که 23 سال پس از آغاز دعوت رهبریت دین جدید اسلام به دست همان قبایل بدوی وحشی افتاده بود و سرداران سپاه اسلام به علت ضعف حاکمان امپراطوری ساسانی که آن هم نشعت گرفته از انحطاط رهبران مذهبی آن زمان ایران بود به سرعت در ایران نفوذ کرده و قواعد و رفتارها و ناهنجاری قومی و قبیله ای خود را در آن گسترش دادند
6- با توجه به پیش زمینه های عاشورا که به نیاز به مطالعه جداگانه دارد و از حوصله این بحث خارج است خلیفه بدوی آن روز امپراطوری اسلامی با پدیده ای به نام حسین روبرو شد که با رویه جاری امپراطوری اسلامی سر ناسازگاری داشت زیرا معتقد بود حاکمان آن زمان خلافت اسلامی مبانی دین خدا را نابود کرده اند و به آن بی اعتنا هستند موضوعی که به هیچ عنوان امکان مصالحه و چشم پوشی از آن از طرف نوه پیامبر اسلام وجود نداشت و سرانجام این کشمکش به یک رویارویی تمام عیار بین بدویت سرمست از فتوحات ایران و رفتار منطبق با فطرت حسین بن علی انجامید لازم به ذکر نخواهد بود که او بهتر از هر کس دیگری می دانست که گام در چه میدانی می گذارد میدانی که نتیجه اش جز مرگ و اسارت خاندانش نبود
7- از انجایی این حرکت حرکتی منطبق با فطرت و اخلاق دو مولفه اصلی فرهنگ توحیدی ایران اشغال شده بود به شدت مورد توجه ایرانیان تحت ستم قرار گرفت

8- بدون شک پس از اشغال ایران تاثیرات بسیاری از فرهنگ توحیدی ایرانی به دین تازه متولد شده اسلام وارد گردید به گونه ای که تفکراتی بسیار نو اندیشانه و جدید در اسلام ظهور کرد که با نامهای معتزله و تشیع مشهورند از آنجایی که این دومکتب فکری عواملی خارج از دین و سنت را وارد اسلام نموده اند ( که برنامه مقتضیات زمانی امری کاملا بدیهی است ) به شدت مورد انتقاد پایبندان به سنت که امروزه با نام اهل تسنن می شناسیم قرار گرفت شاید شنیده باشید که تسنن شیعیان را بدعت گذار - کافر - واجب القطل و دارای یک دین ساختگی می دانند که این تفکر منشعی جز وحشی گری عرب بادیه نشین ندارد در حالی که شیعه یک دین جدید نیست یک مکتب فکری است بر پایه فلسفه توحیدی ایرانی
9- درفرهنگ توحیدی ایرانی از قدیم تا کنون مردم با ادیان - قومیتها و فرهنگ های مختلف در سرزمین ایران زندگی می کردند و می کنند بدون هیچ گونه تعصب و کینه توزی نسبت به یکدیگر زیرا ملاک مقایسه در فرهنگ ایرانی با هر دینی فقط انسانیت است و بس این مشخصه را شما در هیچ فرهنگی و در هیچ کجای دنیا نمی توانید پیدا کنید این مشخصه گرچه در طول هزار و پانصد سال گذشته توسط تهاجمات نظامی به شدت مورد تاخت و تاز قرار گرفته است اما هنوز پویایی خود را تا حدی حفظ کرده است . این پویایی حفظ خواهد شد و تقویت خواهد شد اگر من و شما هم به نوبه خود به فطرت خویش برگردیم

10- مواردی که هم اکنون در مراسم عزاداری حسین بن علی به چشم می خورد 2 اشکال عمده وارد است اول اینکه حسین نیازی به عزاداری ندارد اگر راست می گوییم و او را دوست داریم همان کاری را بکنیم که او کرد البته با تطبیق معیارهای امروز دروغ نگوییم حق دیگران را پایمال نکنیم و طبیعت که خود بخشی از وجود را دوست بداریم دوم اینکه المانهای استفاده شده در مراسم عزاداری چیزی نیست جز فرهنگ های وارداتی توسط ترکان سلجوقی و قزلباشان صفوی پس هیچ کدام سنخیتی با فرهنگ ایرانی شیعه ندارد باور کنید هیچ کدام اینها به زور چوب و چماغ در حال انجام نمی شود ما خود به دلیل خشک مغزی و سطحی نگری به آن دامن می زنیم پس بیائید اصلاحات را از خود شروع کنیم تو برادر عزیزم می دانم که از این سطحی نگری ها و قشری نگری ها دلت آزرده است ولی به جای حل مسئله صورت مسئله را پاک نکن
این هم مشورتی با حضرت حافظ
یوسف گم کشته باز آید به کنعان غم مخور
کلبه احزان روز شود روزی گلستان غم مخور
در بیابان گر به شوق کعبه خوای زد قدم
سرزنش ها گر کند خوار مغیلان غم مخور
گرچه منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعید
هیچ راهی نیست کان را نیست پایان غم مخور
حافظا در کنج فقر و خلوت شبهای تار
تا بود وردت دعا و درس قران غم مخور

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385ساعت 23:21  توسط ساجده  |