تبليغاتX
شب تنهایی من - جواب آقای نیما زئوس

شب تنهایی من

گر چه شب تاريك است دل قوي دار ، سحر نزديك است

جواب آقای نیما زئوس

Image hosting by TinyPic

 

 

اين پست رو در جواب يكي از نظر دهنده اهي محترم وبلاگم ميذارم

از من خواستن باهاشون بحث كنم گفتم چه بهتر كه ساير دوستان هم بيان و نظرشونو در مورد اين موضوع بگن من متن كامل صحت ايشونو براتون ميذارم بعد خودم جواب ميدم اميدوارم به كسي بر نخوره

متن نوشته از اين قراره))  آقا اول بهت بگم که اصلا قصد توهین به اعتقادات شما رو ندارم و امیدوارم ظرفیتش رو کامل داشته باشی و ناراحت نشی .
من به نظر خودم احترام امامها به کنار ولی طوری نباشه که همیشه یه گوشه ی ذهنت از اونا باشن مثلا تو محرم به نظر من اصلا دلیلی نداره 1ماه تمام همش گریه و زاری بکنیم بابا تو قرن بیست و یکیم . تازه همه چیز نیاز به پیشرفت داره درسته؟ خوب چرا دین پیشرفت نمی کنه! مگه این مردم با مردم 1400 سال پیش یکسانن!
اصلا 100% اگه امام حسین الان وجود داشت هیچ وقت این کارو نمی کرد .
به نظر من دین چیزی نیست که واسه هر کس لازم باشه . مثلا تو وقتی می دونی دزدی و زنا و.... بده دیگه چه احتیاجی به دین هست .
امیدوارم ناراحت نشده باشی چون من قصد نصیحت نداشتم و نظر شخصیم رو گفتم
در ضمن آدی من
nimazeus
اگه خواستی با هم بحث می کنیم
وبلاگت هم 20 عالیه
شب خوش
))

 

برادر من دوست من عزيز من

به نظر من انسانها (البته اگه واقعا انسان باشه) هيچ وقت از انتقاد و مخالفت با نظرش ناراحت نميشه ظرفيت من هم فول فوله . دوما گفتين نبايد هميشه يه گوشه ي ذهنت مال امام ها باشه . ولي نگفتين چرا نباشه؟

يك مشكل بزرگي كه ما بهش دچار شديم اينه كه امام پرستي ميكنيم غافل از اينكه امام پيامبر همه و همه فقط واسه يه چيز اومدن زندگي بهتر سالم تر. ولي برعكس شده امام هارو وسيله اي قرار دادن براي اينكه كهنه پرستي رو به ما تحميل كنن بکنن آدم هرچي ساده تر زندگي كنه بهتره دل به دنيا نبايد داشته باشي و خيلي ديگه از اين مزخرفاتي كه هممون هر روز ميشنويم ولي در واقع اينطوري نيست به نظر من نعمتهاي خوب خدا براي بندگان خوبشه چيزاي خوب رو آفريده كه استفاده كنيم بهره ببريم نه اينكه از ترس خدا دنيا و همه خوشي ها و لذت ها رو به خودمون حروم كنيم شايد خيلي ها بگن كفره ولي ميگم هميشه گفتم من از خدا نميترسم نميترسم نميترسم از خودم ميترسم از بچگي تو گوش هممون گفتن اگه اينكارو بكني خدا كورت ميكنه ميندازت تو آتيشاي جهنم از خدا مارو ترسوندن مگه خدا شده لولو؟ ولي خدا كه ترس نداره.

خيلي راحت ميشه باهاش دوست شد حرف زد نيازي به واسطه هم نداره.

ولي ما؟

چيكار ميكنيم؟ مدام اين يكي و اون يكي رو واسطه ميكنيم نذر ميكنيم خودمونو عذاب ميديم .

به نظر شما خدا راضي به اين همه زجر ما هست؟

اشكال در دين ما نيست در مسلماني ماست خدا وكيلي چند نفرتون از روي شناخت مسلمان شديد؟

هم من هم تو اسلام رو به ارث برديم مثل پدرها و مادرها مون ولي واقعا نفهميديم چيه؟

اشكال از تو نيست از سردم داران دين ماست(از ائمه معصومین فاکتور بگیرین) از كساني كه لباس اسلام رو به تن كردن و دارن ترويجش ميدن از همشون متنفرم چون هر وقت ميبينشون به همه چيز شك ميكنم . و با خودم ميگم اين همون دين محمده؟

نه عزيزم نيست تو هم ميدوني نيست ديني كه من و تو داريم عبارت است از يك نيروي معنوي كه تو رو از دنيا و پيش از مرگ غافل ميكنه و همه ي تو جه تو رو به بعد اون متوجه ميكنه به موقعي كه بخواي جواب نكير و منكر رو بدي .

ولي به نظر من دين اسلام دين زندگيه هيچ وقت هم نگفته نخورين نپوشين خوش نگذرونين زنها بايد اينطوري باشن. يك چیزجالبي كه من از بچگي ميشنيدم اين بود كه ميگفتن حضرت زهرا موقعي كه كسي در ميزده انگشتشونو ميذاشتن توي دهنشون جوابشو ميدادن . پاشين جمع كنين زهرا(س) توي مسجد مدينه خطبه ايراد كرده با انگشت به دهن؟ ما در زمان حضرت محمد زن صنعتگر داشتيم ولي متاسفانه الان شاهد محدوديت هاي رشته هاي دانشگاهي هستيم . افسوس و صد افسوس كه ما اسلام واقعي رو نچشيديم از حسين و عباس فقط قد بلند و ابروي كمون رو بهمون گفتن از علي لباس كرباسش رو نون و نمك خوردنش رو به ما گفتن

و يك دين خشك و بي روح و ترسناك رو به ما تحميل كردن

سخن دراز شد ببخشيد

اينقدر حرف دارم تو سينم كه اگه بخوام بگم مثنوي هفت دفتر ميشه

ببخشيد زياد حرف زم حق يارتون

علي نگهدارتون

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم بهمن 1385ساعت 2:45  توسط ساجده  |