تبليغاتX
شب تنهایی من - به ديدارم بيا هر شب...

شب تنهایی من

گر چه شب تاريك است دل قوي دار ، سحر نزديك است

به ديدارم بيا هر شب...

Image hosting by TinyPic

به ديدارم بيا هر شب
در اين تنهايي تنها و تاريك خدا مانند
دلم تنگ است
بيا اي روشن اي روشن تر از لبخند
شبم را روز كن در زير سر پوش سياهي ها
دلم تنگ است
بيا بنگر چه غمگين و غريبانه
در اين ايوان سر پوشيده وين تالاب مالامال
دلي خوش كرده ام با اين پرستو ها و ماهي ها
و اين نيلوفر آبي و اين تالاب مهتابي
بيا اي همگناه من در اين دوزخ بهشتم نيز و هم دوزخ
به ديدارم بيا اي هم گناه اي مهربان بامن
كه اينان زود مي پوشند رو در خوابهاي بي گناهي ها
و من مي مانم و بيداد بي خوابي
در اين ايوان سر پو شيده متروك
شب افتاده است و در تا لاب من ديريست
كه در خوابند آن نيلوفر آبي و ماهي ها پرستو ها
بيا امشب كه بس تاريك و تنهايم
بيا اي روشني اما بپوشان روي
كه ميترسم تو را خورشيد انگارند
و مي ترسم همه از خواب برخيزند
و مي ترسم كه چشم از خواب بردارند
نميخواهم ببيند هيچ كس ما را
نميخواهم بداند هيچ كس ما را
و نيلوفر كه سر از خواب بر مي كشد از آب
پرستو ها كه با پرواز و با آواز
و ما هي ها كه با آن رقص غوغايي
نميخواهم بفهمانند بيدارند
شب افتاده است و من تاريك وتنهايم
و در ايوان و در تالاب من ديريست در خوابند
پرستو ها و ماهي ها  و آن  نيلوفر آبي
بيا اي مهربان با من
  بيا اي ياد مهتابي

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم آبان 1385ساعت 1:41  توسط ساجده  |