گر چه شب تاريك است دل قوي دار ، سحر نزديك است
کار بايد خود پول.
کار بايد کم و راحت باشد!
فک و فاميل که هيچ...
با همه مردم شهر پي کار بايد رفت!
بهترين چيز اتاقي است که از دسته چک و پول پر است!
پول را زير پل و مرکز شهر بايد جست!
سيد خندان يه نفر!
سوئيچم کو؟
چه کسي بود صدا کرد زورو؟
صدای خيس بارون رو می شنوی؟
اسمون دلش گرفته...اسمون داره اشک ميريزه.......
دل خيس اسمون داره داد ميزنه کجايی پس؟
انگار اسمون هم انتظار می کشه.. اسمون داره گريه می کنه..
درست مثل من..
من از شادی اشک می ريزم اون از غصه...
اخه من تو رو دارم و اون نداره !!!
يادمه روز اول قول داديم به هم كه همديگه رو تنها نذاريم ، قول داديم به هم
دروغ نگيم ، قول داديم همديگه رو دوست بداريم تا وقني كه مر گ ما رو
از هم جدا كنه . قول داديم مال هم باشيم من مال تو و تو مال من.
گفتي قلبم تا ابد خونه توست ، گفتي دوسم داري خيلي زياد. خيلي زياد .
خيلي زياد.
كجا رفت يه دفعه اون همه حرف و حديث ، اون همه قول و وفا، اون همه مهر
و محبت. كجا رفت ؟ كي اومد يه دفعه رويامونو دزديد و برد . برد و ديگه پس
نياورد . كي اومد. كي خواست كي اجازه داد ؟
مي دوني ميدونم كه تو مقصر بودي نه من. تو عهد شكن بودي . تو بي
وفا. تو يه دروغگو
و من یه مهربان دلشكسته كه در تنهايي مرد. ميسپارمت به خدا .........
من هنوز از اثر عطر نفسهاي تو سرشار سرور
گيسوان تو در انديشه ي من
گرم رقصي موزون
كاشكي پنجه ي من
در شب گيسوي پر پيچ تو راهي مي جست
چشم من چشمه ي زاينده ي اشك
گونه ام بستر رود
كاشكي همچو حبابي بر آب
در نگاه تو رها مي شدم از بود و نبود
شب تهي از مهتاب
شب تهي از اختر
ابر خاكستري بي باران پوشانده
آسمان را يكسر
ابر خاكستري بي باران دلگير است
و سكوت تو پس پرده ي خاكستري سرد كدورت افسوس سخت دلگيرتر است
شوق بازآمدنم سوي توام هست
اما
تلخي سرد كدورت در تو
پاي پوينده ي راهم بسته
ابر خاكستري بي باران
راه بر مرغ نگاهم بسته
واي ، باران
باران ؛
شيشه ي پنجره را باران شست
از دل من اما
چه كسي نقش تو را خواهد شست ؟
آسمان سربي رنگ
من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ
مي پرد مرغ نگاهم تا دور
واي ، باران
باران ؛
پر مرغان نگاهم را شست
خواب رؤياي فراموشيهاست
خواب را دريابم
كه در آن دولت خاموشيهاست
من شكوفايي گلهاي اميدم را در رؤياها مي بينم
و ندايي كه به من مي گويد :
”گر چه شب تاريك است
دل قوي دار ، سحر نزديك است “
دل من در دل شب
خواب پروانه شدن مي بيند
مهر صبحدمان داس به دست
خرمن خواب مرا مي چيند